حلما خانمحلما خانم، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
بابا مهدیبابا مهدی، تا این لحظه: 42 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره
مامان نفیسهمامان نفیسه، تا این لحظه: 38 سال و 27 روز سن داره

حلما بهانه ی زندگی ما...

بدون عنوان

1394/3/11 11:42
نویسنده : مامان نفیسه
126 بازدید
اشتراک گذاری

امروز یازدهم خرداد ماهه.از ساعت ۳و۴دیشب یه دردی تو کمرم پیچیده صبح که از خواب بیدار شدم به بابا گفتم درد دارم و ممکنه بهش زنگ بزنم و لازم باشه مرخصی بگیره...ساعت ۸که بابایی رفت سرکار منم بلند شدم یه کم خونه رو جمع و جور کردم و آماده شدم رفتم بیرون برای پیاده روی...ولی بخاطر اینکه صبحونه نخورده بودم یه سر گیجه شدید گرفتم و مجبور شدم بیام خونه ...

الان ساعت دوازده ظهره کمرم همچنان درد میکنه ولی خیلی شدید نیست یه حسی بهم میگه امشب همه ی انتظارها و سختی ها تموم میشه و میای پیشمون...

ساعت پنج:با بابا رفتیم خونه مادرجون کمرم هنوز درد میکنه یه کم پیاده روی کردم و از اونجا رفتم خونه فاطیما جون.شب هم موندم اونجا و آخر شب بابا اومد دنبالم

کمرم خیلی درد میکنه نمیتونم بخوابم...خدایا خودت به خیر بگذرون

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)