26ماهگی

عشق شیرین زبون من ۲۶ماهگیت مبارک
این روزها درگیر پروسه ی خیلی سخت از پوشک گرفتنیم و تو اصلا همکاری نمیکنی
هوا خیلی گرم شده و سعی میکنم کمتر بیرون ببرمت تا خدای نکرده گرما زده نشی
ولی غروب که میشه سوزن تو همگیر میکنه و یه ریز میگی تاب تاب سُرسُر
عاشق الاکلنگ شدی و اگه پارکی ببرمت که الاکلنگ نداشته باشه اخم میکنی و میگی مامان نمینه الاکلنگ نداده تاب سرسر داده
داده یعنی همون داره
خیلی وقته لغت نامه ات رو کامل نکردم چیزایی که یادمه تو این پست برات می نویسم:
مامانی نمینه
دیگه کامل حرف میزنی و کلمه ها و جمله های زیادی رو به بهترین و شیرین ترین شکل ممکن ادا میکنی و با هر بار حرف زدنت کلی می خندیم و ذوق میکنیم بعضی کلمه ها رو باید چند بار تکرار کنی تا متوجه بشیم .چند روز پیش هم تهران عروسی دعوت داشتیم و یه سر رفتیم حرم شاه عبدالعظیم
الان هم من سفره حضرت ابوالفضل دعوت دارم خونه عزیزجون رها ولی قراره شما بمونی خونه پیش بابایی.این اولین باره که جایی نمی برمت اونم فقط بخاطر راحتی خودت.
راستی دوتا جوجه ی کوچولو هم برات گرفته بودم چند روزی نگهشون داشتیم ولی چون خیلی میترسیدی دادمشون به کسی
عشق کوچولوی من امروز وارد بیست و شش ماهگی شدی.به قول خودت کلاغ بابا طوطی مامان ۲۶ماهگیت مبارکمون باشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



26ماهگی
